تبليغاتX
ترجمان(= دیلماج= الترجمان= translator)
خاطرات، ادبیات، کتابداری و اطلاع رسانی، تعلیم و تربیت، زبان و آداب و رسوم مردم

 

ضربت اطنابها في قلبي

شائت ام ابت

انا

 صفراليدين

امام بسمتها الكريمه

ريان

 من شفتيها

ليت شعري

 فقط

الي اين

تذهب بي

بكره و عشيا

عفوا

ليس مهما

اسحب سوالي

في حضنها الحنون

قد انام الان

حتي المقصد

ستوقظني...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/10/20ساعت 4:52 بعد از ظهر  توسط جواد ماهر  | 

 

شايد اگر به خاطر آيينه ها نبود

در اين فضا براي نمردن هوا نبود

 

قبل از گناه اول گندم نديده ها

سياره اي به اسم زمين مال ما نبود

 

بابا كه سيب سرخ خدا را نشسته خورد

حتما به فكر پاسخ روز جزا نبود

 

آيا به اعتبار پدر خاك مي شويم ؟

اينجا كه حرف دوزخ و مرگ و فنا نبود

 

بار امانت است كه بر دوشمان نشست

وقتي براي ضجه ما هم صدا نبود

 

شرمنده ام ولي اگر اين شعر هم نبود

حتي به فكر خلقت انسان خدا نبود
+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/10/18ساعت 3:51 بعد از ظهر  توسط جواد ماهر  |