تبليغاتX
ترجمان(= دیلماج= الترجمان= translator)
خاطرات، ادبیات، کتابداری و اطلاع رسانی، تعلیم و تربیت، زبان و آداب و رسوم مردم

TinyPic image

 

با تشکر و احترام به همه کسانی که در راه یاد گرفتن کتابداری به من کمک کردند. با ادای خالصانه ترین سپاس ها به محضر استاد عزیزم استاد کریمی، او که... من چه می توانم در باره اش بگویم...

 

خدمات:

 

- اتوماسیون و تبدیل کتابخانه های سنتی به جدید با توجه به بودجه و امکانات شما

- مشاوره، طراحی و اجرای کتابخانه های عمومی، تخصصی و دانشگاهی

 

- دارای ایده های جدید در زمینه کتابخانه های حوزه های علمیه، مساجد، مدارس، موسسات تحقیقاتی و پژوهشی، کودکان، سازمانها و اداره جات و...

 

- طراحی و اجرای همه مراحل کتابخانه بر اساس نیاز مخاطب

- مشاوره و تهیه کارآمدترین نرم افزار مدیریت کتابخانه با توجه به نیاز مخاطب

 

- خدمات مرجع، تسلط بر زبان عربی و آشنایی با زبان انگلیسی، شناخت کتب و دیگر منابع اطلاع رسانی( نشریات، ژورنال ها، سایت های اینترنتی، نرم افزارها و...)

 

- دسترسی به کارگزاران کتاب، نیازسنجی و تهیه منابع مورد نیاز کتابخانه

- مشاوره و اجرای واحدهای اطلاع رسانی، نشریات، پایان نامه، نوارخانه، بانک سی دی و...

 

- ارائه خدمات مشاوره جهت پایان نامه ها و پروژه های تحقیقاتی

- آموزش نیروی بومی هر کتابخانه جهت مدیریت، روزآمدسازی و تداوم مجموعه

- برگزاري دوره هاي آموزش كتابداري( خدمات فني، مرجع و...)

 

 سوابق:

 

- کار در بخش های مخزن و مرجع کتابخانه مرکزی دانشگاه قم

 

- اتوماسيون کتابخانه دانشکده علوم قرآنی زاهدان( اجرای ۵۰ درصد پروژه)

 

- اتوماسيون کتابخانه امام جعفر صادق(ع) با حدود بیست هزار جلد کتاب( ۹۰ درصد پروژه در طول ۹ ماه)

 

- اتوماسيون کتابخانه دانشگاه پیام نور زابل( در ابتداي راه)

 

 

دست همه دوستان کتابدار را به گرمی می فشاریم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/01/23ساعت 1:51 بعد از ظهر  توسط جواد ماهر  | 

سالها پیش در دانشگاه قم- دانشگاهی که لیسانس گرفتم- حوالی سالهای 77-78- همان سالهای شلوغ پلوغ اصلاح طلبی- دانشجویانی پیدا شدند به عده بسیار اندک اما با ادعایی عجیب: ما اسبیم! چون نمی خواهیم بی تفاوت و سر براه باشیم.

آنها اسب را به خاطر داشتن صفاتی همچون نجابت و سرکشی دوست می داشتند و خود را به آن متصف می کردند.

شیهه- به مثابه فریادی به نمایندگی از مظلوم علیه ظالم- نزد این عده هیبت و شکوهی خاص داشت. تا جایی که گاهی در گفتگوهای روزمره- بویژه تلفنی- خود از آن استفاده می کردند- شیهه می کشیدند- .

من رنگ اسب مورد گمان این عده را نمی دانم ولی بعدها همسرم گفت اسب سیاه نماد غرور است و شاهد روانشناسی آورد و ازاین حرفها. ناگفته نگزارم قیافه برخی از این عده بی شباهت به اسب نبود. گردنهای کشیده و موهایی لخت همچون یال افشان اسب. قیافه ای درست شبیه انقلابی هایی همچون چه گوارا، کاسترو، خسرو گلسرخی خودمان و...

حالا فکر که می کنم می بینم خیلی از قهرمانهای حماسه های ماندگار حتما یک اسب خوب دارند: رستم و رخشش در شاهنامه، شجاع دل و اسبش، ژان وار ژان و اسبش در بینوایان ویکتور هوگو و ...

اسب در ادبیات دینی ما هم جایگاه ویژه دارد. به آموختن سوارکاری در این دین سفارش شده است. پیامبرمان می فرماید: اسب را گرامی بدارید که بر پیشانیش رحمت است. در صحنه حساسی همچون عاشورا نیز می توان نجابت و فداکاری یک اسب- ذوالجناح باوفا - را به تماشا نشست.

اسب شاید در زبان دانشجویان همان سالهای نچندان دور دانشگاه قم بیشتراز هر زمان دیگری به معنای تاریخی و اسطوره ایش نزدیک شده بود.

+ نوشته شده در  جمعه 1386/01/10ساعت 6:2 بعد از ظهر  توسط جواد ماهر  |