|
|
|
|
|
خراسان رضوی، تربت حیدریه، جلگه زاوه: اینجا همان جلگه خرمی است که بیشتر زعفران تولیدی کشور در زمینهای پربرکتش به بار می نشیند. این روزهای نخستین بهاری دو کار مهم در مورد زمین ها باید انجام دهیم. اول اینکه آبیاریشان کنیم و دوم آنکه به حساب موشهای خرابکار برسیم. موشها را اگر کنترل نکنیم، پیازهای زعفران را نفله می کنند. یادم می آید دوران سربازی زعفران برداشت خودمان را در قوطی های یک مثقالی به قم می بردم و به همکاران و دوستان می فروختم. همیشه زیر تختم پر بود از قوطی های سرخ رنگ زعفران. اما حالا دیگر از آن خبرها نیست. زعفران کیلویی یک میلیون و هشتصد هزار تومان را کسی زیر تخت نمی گذارد. پشت ویترین مغازه ای اگر باشد، دیدنش یک قیمت دارد و بو کردنش یک قیمت. بیش از این افسوستان ندهم. شب های آبگیری اینجا صفایی دارد. بیل بر دوش، دوش به دوش پسر عموها به همراه هیزمی و آتشی و چای دلچسبی که در کنار جوی آب رو به سمت غروب خورشید اگر نوش جان کنی... |
||
|
|
|
|
|
حنجره وجود من تو را صدا می زند
و عشق تو مقابلم دوباره جا می زند صفر! دوباره می شود نمره قلب خالیت و صفرهای دفترت سر به خدا می زند |
||
|
|
|
|
|
پیش از عید کتاب زیبایی خواندم با این مشخصات: ارنست میلر همینگوی٬ بهترین داستانهای کوتاه٬ ترجمه احمد گلشیری٬ نگاه ۱۳۸۵ ٬ تهران. کتاب مقدمه خوبی داشت به قلم گلشیری. برخی از مطالب این مقدمه را بخوانید: صفحه ۴۱: توصیه اندرسن به همینگوی: " ... نوشته بود که تمام نویسندگان نیاز به گذشته دارند٬ نیاز به ان دارند تا در ابتدا از آنچه نوشته شده٬ کش بروند٬ به عاریه بگیرند و بدزدند. چیزی که هست هنر ان را داشته باشند تا آنچه را می گیرند مال خود کنند. صفحه ۵۵: این پاوند بود که به او (همینگوی) گفت هنر نادرست٬ هنر غیر دقیق است... هنری است که گزارش های دروغین ارائه می دهد. هنر درست از شاهد راستین برخوردار است. ... بنابراین همینگوی در اواسط سال ۱۹۲۲ ٬ در بیست و سه سالگی به اصول بازگشت٬ به جمله ساده اخباری... صفحه ۹۳: اولین و آخرین سخنرانی سیاسی همینگوی در کنگره دوم نویسندگان آمریکا در دفاع از اسپانیا: ... دشواری نویسندگان هیچ گاه تغییر نمی کند. نویسندگان همیشه در پی آنند که حقیقت را دریابند و وقتی یافتند می خواهند ببینند چگونه آن را بیان دارند تا به صورت جزئی از تجربه خواننده یا شنونده درآید.... تنها شکلی از حکومت که نویسنده خوب به وجود نمی آورد، نظام فاشیستی است. زیرا فاشیسیم دروغی است که آدم های قلدر بر زبان می آورند. نویسنده ای که دروغ نمی گوید نمی تواند در زیر نظام فاشیستی کار کند و به زندگی ادامه دهد. |
||