تبليغاتX
ترجمان(= دیلماج= الترجمان= translator)
خاطرات، ادبیات، کتابداری و اطلاع رسانی، تعلیم و تربیت، زبان و آداب و رسوم مردم

در دنیا لذت های فراوانی وجود دارد. مجموعه سازی یکی از این لذت هاست. مجموعه سازی یعنی اینکه عده ای از چیزهای بدرد بخور را طوری کنار هم بچینی که وقتی لازمشان داری یافتن هر یک آسان باشد. کتابخانه، فروشگاه، مشخصات افراد در یک اداره یا حتی یک کار تشکیلاتی که اعضای آن انسانها هستند. همه می توانند نوعی مجموعه سازی باشند. موتور جستجوگر گوگل هم نوعی مجموعه ساز قوی است که کار را برای محققان راحت می کند.

شاید یکی از انتقادات وارد به ما این باشد که علیرغم استعداد شگرفمان در استفاده و سوء استفاده از مجموعه های دیگران اصلن مجموعه سازهای خوبی نیستیم. ما یاد نگرفته ایم اطلاعاتمان را طوری طبقه بندی کنیم که موقع نیاز به کمکمان بیاید و ما را از دوباره کاری برهاند. ما همه ساله هزینه های زیادی را صرف آمارگیری و جمع آوری اطلاعاتی می کنیم که به علت ناشی گری در مجموعه سازی برای استفاده درست از آنها، هدرشان می دهیم. این حکایتی تکراری در همه ادارات ماست.

مجموعه سازی کار سختی است. ولی به زحمتش می ارزد. چندی پیش به پیشنهاد دوستی به قصد یافتن سیستم مناسبی جهت رده بندی و مجموعه سازی کتابخانه سه هزار تایی اش به اندیشیدن در دو رده دیویی و کنگره پرداختم. حالی بردم و اوقاتی خوش یافتم. اکنون احساس می کنم جرقه یا شاید ایده ای خام در ذهن دارم که شاید به کار رده بندی و مجموعه سازی ساده تر برای کتابخانه های کوچک بیاید. شاید.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/07/29ساعت 5:48 بعد از ظهر  توسط جواد ماهر  | 

خانواده: ما تا زمان پیری برای دیگران کار می کنیم، و هنگامیکه اجلمان برسد، بی سرو صدا میمیریم و در سرای دیگر خواهیم گفت که زجر کشیده ایم، گریسته ایم و سالیان دراز تلخی را سپری کرده ایم و خداوند بما رحم خواهد آورد.                     آنتوان چخوف

+ نوشته شده در  شنبه 1387/07/27ساعت 8:6 بعد از ظهر  توسط جواد ماهر  | 

پارسال درس دادن برام سخت بود. سال اول بود من هم بی تجربه. شانس آوردم معلمی را در جمع عده ای از معلمان با تجربه و سخاوتمند شروع کردم. امسال اما کار برایم هم آسان شده و هم لذت بخش. بیشتر می توانم تمرکز کنم. درسی که سال پیش نیم ساعت تدریسش طول می کشید، امسال برایم ده دقیقه طول می کشد تازه با کیفیت بهتر. در درس دینی هم همینطور.

کلاس داریم بهتر شده و کلاسها را مشارکتی تر اداره می کنم. پارسال به بچه ها تحقیق که می دادم بچه ها از کافی نت تحقیق آماده تحویل می دادند. یکبار هم نمی خواندندش. اما امسال برای تحقیق شرط گذاشته ام. اول اینکه تحقیق باید دست نویس باشد. دارای منبع باشد. منبع اصلی هم کتاب است. پس از آن تحقیق میدانی و در نهایت اینترنت. برای اینترنت نمره کمتری گذاشته ام. به بچه ها آدرس کتابخانه و کانون پرورشی را داده ام. و نشانی آدمهایی خوبی که کمکشان می کنند. در عوض حجم تحقیق را کم کرده ام. مثلن یک یا دو صفحه.

دیروز کتابخانه که رفتم کتابدارها گفتند: شاگردانتان دنبال کتاب آمده اند. خبر خوشی بود. اما از آن خوش خبر تر اینکه علی آقای مسئول ارائه تحقیقات آماده دیگر سراغم را نمی گیرد. به بچه ها روش تحقیق کردن و ارجاع دادن را یاد داده ام. دیروز یکیشان یک تحقیق زیبای یک صفحه ای ارائه داد. کار خودش بود. با دست خط خودش. یک احساس خوبی داشتیم که نگو. برایم مهم است به این بهانه بچه ها به کتابخانه بروند و صفحه ای بخوانند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/07/22ساعت 8:13 بعد از ظهر  توسط جواد ماهر  | 

سالها پیش وقتی دانشگاه قم دانشجو بودم. با دوستان خوبی آشنا شدم که چیزها از آنها آموختم. یک رسم خوبی که عده ای از این دوستان داشتند این بود که هر مقاله، نوشته یا سخنرانی خوبی که می یافتند به یکدیگر معرفی می کردند. سنت کپی گیری آن روزها که هنوز قانون کپی رایت مد نشده بود! در بین این عده محبوبیتی تام داشت. تا آنجا که یک تنه، مثل مرد واحد انتشارات دانشگاه را می چرخاندند. من البته آن روزها خیلی در بند این حرفها نبودم. آنقدر برای خودم مشغله تراشیده بودم که به کلاسهای رسمی دانشگاه هم نمی رسیدم. ولی اینقدر عقلم می رسید که این مقاله ها روزی بدردم می خورد.

 "مصطفی ملکیان" یکی از آن افرادی است که مقاله هایش را این روزها از بین کپی آن سالها یکی یکی جدا می کنم و با لذت می خوانم و یاد می گیرم. در و گوهر است نوشته هایش. به چند دلیل به او علاقمندم:

۱- بیان و قلم پالوده ای دارد. از آن نادر افرادی است که به یک زبان علمی مخصوص خود دست یافته است. مثل یک نویسنده زبر دست کلمه را می شناسد و به جا استفاده می کند.

۲- نوشته هایش آدم را به اندیشیدن وا می دارد. نمی توانی بخوانی و نیندیشی. البته چون خود او فیلسوف است و نظام اندیشه سامان یافته ای دارد به نظم دادن به اندیشه خواننده هم کمک می کند.

۳- ملکیان به معنایی که خودش می گوید صداقت دارد. یعنی آنچه می اندیشد با آنچه می گوید یا به قلم می آورد با آنچه عمل می کند تا آنجا که من می شناسمش یکسان است.

۴- هدف او کاهش رنج انسان است اما برای این منظور به هر توجیهی متوسل نمی شود. به واقعیات معترف است و دروغ نمی گوید.

۵- تا کنون نه خوانده و نه شنیده ام که در حق منتقدین و حتی کسانی که او را آزرده اند بی انصافی کرده باشد. متواضع است و مهربان و دوست داشتنی. خدایش به سلامت دارد.

برای آشنایی با او به این آدرسها سر بزنید: معنویت و عقلانیت و نیلوفر

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/07/16ساعت 10:5 بعد از ظهر  توسط جواد ماهر  | 

یا ملجا کل مطرود
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/07/03ساعت 1:46 بعد از ظهر  توسط جواد ماهر  |