تبليغاتX
ترجمان(= دیلماج= الترجمان= translator)
خاطرات، ادبیات، کتابداری و اطلاع رسانی، تعلیم و تربیت، زبان و آداب و رسوم مردم

باران که می بارد همه خوشحالند. خوش اخلاقند. با هم کمتر دعوا می کنند. مهربان می شوند و از بخشندگی آسمان یاد می گیرند. این روزها ابرها یک لحظه رهایمان نمی کنند. گویا برای شاد کردن دل بیابانی و تفتیده مان ماموریت ویژه دارند.

کال ها، رودخانه ها و سد ها، همه فعال شده اند. احساس وجود می کنند. درخت ها هر روز سبزتر از دیروزند. کم مانده روی پشت بام هایمان هم سبزه بروید. خوش به حال مان. چقدر بهار زیباست. چقدر قدم زدن زیر باران لذت بخش است. چقدر دلم می خواهد برگ های سبز و نازک را قورت بدهم.

 این روزها دل همه شاد است. اگر دلگیر شوی یک پنجره فقط لازم داری تا کوه را ببینی که از پشت سفیدی ابرها به تو لبخند می زند. دیگر نمی توانی اندوهگین باشی. کاش ابرها همیشه خدا که نه، بیشتر به ما سر بزنند. کاش هیچ وقت راه شهرمان را گم نکنند. خدای خوب به خاطر این همه خوبی سپاسگزاریم. سپاسگزار.

+ نوشته شده در  بیست و دوم فروردین 1388ساعت 9:20 بعد از ظهر  توسط جواد ماهر  | 

نوروز برای ما تربت حیدریه ای ها برابر است با یادآوری همه معناهای زیر:

1-  شکوفه بادام: درخت بادام ها زودتر از همه درختان دیگر بیدار می شوند، لباس نوی یکدست سفید یا سرخ می پوشند و به استقبال بهار می روند.

2-  سمنو: مادر بزرگ ها، چند هفته به عید مانده گندم ها را آماده می کنند. گندم ها حتما باید زیر آب باران جوانه بزند تا مهیای پخت سمنو شود.

3-  کَنگَر: اولین سبزی کوهی است که صدای پای بهار را می شنود و سر از خاک بیرون می آورد. تربتی ها روزهای آخر اسفند و اول بهار در جستجوی کنگر سر به دشت و دمن می گذارند. کنگر گیاهی خاردار با ریشه ای خوشمزه است که با بیل و بیلچه می کنند. برای کندن آن باید عجله کرد چرا که پس از گل دادن دیگر خوردن ندارد. کنگر وقتی بشکفد قد می کشد و خوراک خوشمزه و پلوار کننده ای برای دام ها می شود. آویشن و خارمشک هم همین روزها از زمین می روید. البته برای پیدا کردن این دو باید دامنه کوه ها را بگردی. من یک نوع پونه وحشی هم یافته ام که بویش هوش از سر آدم می برد. تقریباهمه گیاهانی که این موقع سال سر از خاک بیرون می آورند سود غذایی یا دارویی دارند. به شرطی که گیاه شناس باشی. 

4-  سولولو: همان سنبل است به لهجه محلی تربتی ها. سر و کله این گل  وحشی زیبا هم روزهای اول بهار پیدا می شود.  دشت پر می شود از رنگ بنفش.

5-  آش: نعناع و پونه و بومادران و گُزُرگُزُر یا زِرقٍچه، بلقیس، تریخ و... را که از صحرا جمع کنی مواد اولیه یک آش خوشمزه را در اختیار داری. یک آش صددرصد طبیعی: آش لَخچَک. لخچک آش قدیمی و خوشمزه منطقه ماست. طعم و رنگ و بویش مرده را زنده می کند.

6-  شِش ها: خوشحالم اعلام کنم مردم تربت حیدریه در قرن 21 علاوه بر آب شان به خاطر نان شان هم چشم به دستان بخشنده آسمان دوخته اند. آنها تا شصت و شش روزپس از عید در روزهای ششم، شانزدهم، بیست و ششم، سی و ششم، چهل و ششم، پنجاه و ششم و شصت و ششم همچون نیاکانشان در انتظار باران چشم به آسمان دارند. آنها معتقدند احتمال ریزش باران در این روزها بیشتر است. حفظ این نظم برای رشد محصولات کشاورزی اهمیت حیاتی دارد. بسیار پیش می آید که یکی از این بارندگی ها  بصورت تگرگ باشد و به میوه ها و سردرختی ها آسیب برساند. کشاورزان به ششٍ سی و ششم، ششٍ " بقال کش" می گویند و از آن می هراسند. زیرا در این شش از طرفی سردرختی ها رشد خوبی کرده اند و از طرفی امکان تگرگ بیشتر است.

7-  سٍمارُق: نوعی قارچ خوراکی است که از اول بهار در دامنه کوه ها و مناطقی که خاک قرمز( رس) دارد، می روید. مردم معتقدند سمارق همزمان با غرش رعد و برق های بهاری( غریدن پایه) سر بر می آورند. این نوع قارچ بسیار لذیذ است.

+ نوشته شده در  نوزدهم فروردین 1388ساعت 5:58 بعد از ظهر  توسط جواد ماهر  |