تبليغاتX
ترجمان(= دیلماج= الترجمان= translator)
خاطرات، ادبیات، کتابداری و اطلاع رسانی، تعلیم و تربیت، زبان و آداب و رسوم مردم

دی ماه پارسال وبلاگم چهارساله شد. زمانی که وبلاگ نویسی را شروع کردم، تازه از نشریات دانشجویی جدا شده بودم. با دلی تنگ سراغ این کار آمدم در حالی که فکر نمی کردم وبلاگ نویسی روزی برایم هم جای روزنامه نگاری را می گیرد هم جای خیلی چیزهای دیگر.

برایتان شاید جالب باشد اگر بدانید من تا سه ماه پیش کامپیوتر نداشتم و همه کارهای وبلاگ، حتی تایپ مطالبش را در کافی نت انجام می دادم. در این سه سال بارها تصمیم گرفتم به خاطر بار مالی، بی خیال قضیه شوم اما هیچ وقت نتوانستم.

مختصر و مفید نویسی را من با وبلاگ نویسی یاد گرفتم. من هر بار باید مطلبی می نوشتم به اندازه سیزده خط. چرا که سیزده خط را می شد درنیم ساعت تایپ و در وبلاگ بارگذاری کرد و بعدش به متصدی کافی نت سیصد تومان بیشتر نداد. به همین خاطر من بایدعادت می کردم که در سیصد، ببخشید سیزده خط همه حرفم را بزنم و بگویم چه مرگم است.

علاوه بر این من با وبلاگ نویسی یاد گرفتم هم بهتر بیاندیشم وهم بهتر حرف بزنم. الان نسبت به چهار سال پیش سر و ته و فعل و فاعل سخنانی که می گویم آشکارتر است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/03/03ساعت 4:31 بعد از ظهر  توسط جواد ماهر  |