|
|
|
|
|
پارسال درس دادن برام سخت بود. سال اول بود من هم بی تجربه. شانس آوردم معلمی را در جمع عده ای از معلمان با تجربه و سخاوتمند شروع کردم. امسال اما کار برایم هم آسان شده و هم لذت بخش. بیشتر می توانم تمرکز کنم. درسی که سال پیش نیم ساعت تدریسش طول می کشید، امسال برایم ده دقیقه طول می کشد تازه با کیفیت بهتر. در درس دینی هم همینطور. کلاس داریم بهتر شده و کلاسها را مشارکتی تر اداره می کنم. پارسال به بچه ها تحقیق که می دادم بچه ها از کافی نت تحقیق آماده تحویل می دادند. یکبار هم نمی خواندندش. اما امسال برای تحقیق شرط گذاشته ام. اول اینکه تحقیق باید دست نویس باشد. دارای منبع باشد. منبع اصلی هم کتاب است. پس از آن تحقیق میدانی و در نهایت اینترنت. برای اینترنت نمره کمتری گذاشته ام. به بچه ها آدرس کتابخانه و کانون پرورشی را داده ام. و نشانی آدمهایی خوبی که کمکشان می کنند. در عوض حجم تحقیق را کم کرده ام. مثلن یک یا دو صفحه. دیروز کتابخانه که رفتم کتابدارها گفتند: شاگردانتان دنبال کتاب آمده اند. خبر خوشی بود. اما از آن خوش خبر تر اینکه علی آقای مسئول ارائه تحقیقات آماده دیگر سراغم را نمی گیرد. به بچه ها روش تحقیق کردن و ارجاع دادن را یاد داده ام. دیروز یکیشان یک تحقیق زیبای یک صفحه ای ارائه داد. کار خودش بود. با دست خط خودش. یک احساس خوبی داشتیم که نگو. برایم مهم است به این بهانه بچه ها به کتابخانه بروند و صفحه ای بخوانند. |
||
|
+
نوشته شده در بیست و دوم مهر 1387ساعت 8:13 بعد از ظهر توسط جواد ماهر
|
|
||