|
|
|
|
|
این اولین شعر کودکانه ایست که می گویم. سرِ سال و ماه نو به عنوان عیدی تقدیم به همه بچه ها( مخصوصن صبا و فائزه و فاطمه و نرگس( دختر خاله ی مهدی آشوری)):
توپ
یه توپِ خوشگل دارم بابام برام خریده بابام برام زمانِ بچّگیام خریده
الان بزرگتر شدم دارم می رم تو هفت سال قدم بزرگتر شده نسبت به قدّ ِ پارسال
توپم ولی طفلکی لاغر و کوچیک شده نمی دونم چرا اون قدّ ِ یه گنجیشک شده
مامان میگه توپِ تو غذاش رو خوب نخورده به خاطر همین هم اینجوری کوچیک شده
بابام میگه غذایِ توپِ تو بادِ هواست تلمبه رو زود بیار چاره یِ مشکل اینجاست
تلمبه رو میارم بابا بهش باد می ده توپم بزرگتر می شه قدٌ ِ یه دیگِ گُنده
شوت می زنم به توپم می ره به آسمونا من توپمو دوست دارم چون تُپله اون حالا! |
||
|
+
نوشته شده در بیست و نهم اسفند 1387ساعت 11:32 بعد از ظهر توسط جواد ماهر
|
|
||